
پنجمین رویداد صبحهای خلاق تبریز
سوم اردیبهشت ماه نود و پنج، حضور استاد آیدین آغداشلو بهانهای برای تیم اجرایی صبحهای خلاق تبریز شد تا پنجمین دورهی آن با موضوع ریسک را با همراهی آیدین اغداشلو بعنوان سخنران و ایرج میرزا علیخانی و لادن رضایی از دیگر میهمانان اردیبهشت خلاق تبریز برگزار نمایند.
از نقاط قابل توجه نشست این دوره، علارغم پیشبینی و افزایش ظرفیت سالن نسبت به دورههای قبلی، رزرو تمام صندلیها در کمتر از یک ساعت بود. طبق برنامه از ساعت ۸:۳۰ پذیرش افراد برای ورود به سالن آغاز شد. ساعت ۹ با سرو صبحانهای مختصر معاشرت بین حاضرین بیشتر شده و از همان دقایق ابتدایی اشتیاق شرکت کنندگان برای حضور در کنار استاد آغداشلو در سالن موج میزد.
ساعت ۹:۳۰ نشست با تلاوت قرآن و نواختن سرود ملی به رسمیت درآمد. طبق قرار جلسات گذشته، حاضرین در سالن در عرض ۶۰ ثانیه با گرفتن عکس سلفی در کنار دوستان خود و انتشار آن در فضای مجازی با استفاده از #cmtbz و #creativemornings و موج مثبت حاضر در سالن را با سایر دوستان و علاقمندانی که امکان حضور در جلسه را نداشته بودند، به اشتراک گذاشتند.
و این شور و شوق در نهایت به حضور استاد در پشت سن برای صحبت پیرامون موضوع نشست ختم شد.
آغداشلو واژه ریسک را به خطرکردن تعبیر نمود و اظهار کرد که زندگی وی در دوران مختلف سرشار از این حس بوده و از آن لذت برده است.
وی داستانی از زرتشت را بیان کرد که در آن بندبازی از روی طناب بسیار طولانی در حال گذر، به پایین سقوط میکند. زرتشت تن نیمه جان بندباز را به آغوش میکشد و با او چنین صحبت میکند: “من تو را با دست خود بر خاک خواهم نهاد، چرا که عمر خود را در خطر انتخاب کردهای” . این جملهی کلیدی برای آغداشلو همیشه تعریف هنرمند است چراکه به اعتقاد وی هنرمند عمر خودش را در خطر انتخاب میکند. هیجان ناشی از این خطر کردن لذت هنر است. گاهی این بند تا آخر به سلامت طی میشود و تشویق ناظران به وی لذت میبخشد.
وی در ادامه گریزی به تشویقها و استقبال گرم مردم و هنرمندان تبریز زد و آن را به تعبیری مزد فعالیتهای خود دانست. و این عنایت و لطف را حاصل بند بازی و خطر را به جان خریدن دانست. به اعتقاد وی ” لطف خلق یک اثر هنری نه به خاطر پاسخی هست که فرد میگیرد، بلکه بخاطر تکوین و بوجود آمدنش هست. بخاطر لحظهایست که اثر وارد جمعی میشود و زندگی را تکمیل میکند. و در واقع زندگی هنرمند و مخاطب اثر هنری را پر معنا میسازد. اگر هنرمند به این نتیجه برسد، خطر کردن خلق اثر، پرت شدن و شکست و حتی خطر کردن تحسین را به جان میخرد. آدمی مثل پیکاسو نمونه آخر خطر کردن هست. برای اینکه بسیار مشهور بود و مشغول تغییر فرهنگ جهان با خلق آثارش بود، اما تمام عمرش را در موضوعات مختلف برای طراحی و نقاشی خطر مینمود.”
آغداشلو در ادامه به شاعر مهدی اخوان ثالث اشاره میکند که مهمترین شعر اجتماعی خود با نام زمستان سروده است. اما بعد از آن دوباره در اواخر عمر به سمت غزل سرایی میرود و اظهار میکند که با این حال و هوا حس رضایت دارد که این خود خطر کردن است.
“کسی میتواند خطر کند که به خودش وفادار باشد. آدمی به خود وفادار است که به خودش وفادار باشد، این اصل در کار، عشق و خلق اثر هنری نیز صادق است.”
وی معتقد است که هنرمند همیشه خطر میکند و روی لبه تیغ است. مهمترین لبه تیغ داوری است، این داوری برای شخص نیست، بلکه داوری تاریخ است. هنرمند به خودش میلرزد، چون مقابل تاریخ میایستد. و چون این حادثه اتفاق میافتد پس این جسارت را دارد که تن خودش و اثر خودش که بخشی از تن وی است، به داوری تاریخ بسپارد.
آغداشلو با بیان خاطرهی دوران نوجوانی خود که اشاره به ترس از آب و شنا داشت، از ترس امروزهی خود در هنگام خلق یک اثر نقاشی گفت.
” اما با هر اندازه دوری از این لحظه خطر، نهایت مجبور هستی پای میز کار بنشینی و شروع به کار کنی تا هم خودت را بیازمایی و هم مخاطبان خود را که آیا اثر مورد قبول واقع میشود و هنوز هم تو را دوست دارند؟ اما نهایت با ممارست و ایستادگی اثر خلق، امضا و بخشی از هنرمند میشود و ، اما نه به مفهوم اینکه در تاریخ ماندگار میشود.”
آغداشلو در پایان اشاره کرد که ” به یومن خطر کردن هر باره، نزدیک به پنج هزار نقاشی کشیده است که شاید صد عدد درست اجرا شده باشند که به خطر کردنش ارزیده باشند” .
این نشست به همراه تجلیل از سه میهمان ویژه اردیبهشت خلاق تبریز، که به دعوت گروه گپ در این جمع حضور داشتند، با تجلیل از سوی مدیران مجتمع تجاری تفریحی ایپک پلاس و ثبت یک عکس دسته جمعی به پایان رسید.


