سخنران این ماه کریتیومرنینگز تبریز با موضوع «برابری» آقای دکتر صمد صباغ فعال اجتماعی و استاد دانشگاه در رشته‌ی جامعه‌شناسی خواهند بود.
زمان: ساعت ۸:۳۰ صبح جمعه ۲۰ مرداد ۹۶
مکان: موزه‌ی بازار و مشاغل تبریز
حامی محلی: چاپ زیبا
آغاز رزرو صندلی: ساعت ۹ شب دوشنبه ۱۶ مرداد
————————
#CreativeMornings #CMtbz #CMequality

بقا به روایت عظیم قیچی‌ساز
در صبح جمعه‌‌ی این هفته پای صحبت‌های کوهنورد تبریزی و فاتح ۱۴ قلهٔ بالای ۸۰۰۰ متر بدون کپسول اکسیژن خواهیم نشست.
آغاز رزرو صندلی از ساعت ۱۱ صبح سه‌شنبه از طریق سایت خواهد بود.

#creativemornings #cmtbz #cmsurvival #gapgroup #tabriz2018

صبحی خلاق در موزه‌ی بازار و مشاغل تبریز

جمعه پنجم اردیبهشت، هشتمین رویداد بین‌المللی صبح‌های خلاق همزمان با ۱۳۷ شهر جهان در موزه‌ی بازار و مشاغل تبریز برگزار شد.

موزه‌ای تازه تاسیسی که به گفته‌ی بنیانگذار آن، محلی برای زنده نگه داشتن مشاغل قدیمی تبریز با روایت‌های تاریخی آن است. استاد رضا سرابی مجسمه‌ساز و مجموعه‌دار حرفه‌ای در شهر تبریز در ابتدای نشست ضمن خیرمقدم به تمام حاضرین در جلسه، به معرفی اجمالی این موزه پرداخت. وی با بیان اینکه شهرداری کلانشهر تبریز با احداث این بنا، قدمی بزرگ در حفظ محدوده‌ی بازار صادقیه و یکی از یخچال‌های قدیمی شهر برداشته و از سوی دیگر امکان تحقق رویای نوجوانی من را نیز فراهم ساختهاست. سرابی اذعان نمود که تمام اقلام و اثاثیه چیدمان شده  و حتی معماری تک تک حجره‌ها بر اساس واقعیت موجود در آن برهه‌ی تاریخی بازسازی و سعی در حفظ اصالت آنها شده است. همچنین اصناف منتخب در این بازار بر اساس قدمت و تاثیرگذاری آنان در فرهنگ تبریز انتخاب شده‌اند.

ایشان وعده دادند که در روزهای پیش‌رو با تکمیل این موزه‌ی زنده به عنوان اولین موزه‌ی مشاغل ایران، علاوه‌بر اینکه یکی از محل‌های آبرومند برای پذیرایی از میهمانان تبریز ۲۰۱۸ خواهد بود، همچنین با همکاری گروه گپ محلی برای اجماع هنرمندان و فرهنگ دوستان از جمله میزبانی رویدادهای برگزار شده توسط این انجمن نیز قلمداد خواهد شد.

در بخش اصلی رویداد نیز مریم رحیمی مدرس و پژوهشگر هنر به عنوان سخنران موضوع جهانی سرندیپیتی که در این روز بصورت همزمان در ۵۰ شهر در حال برگزاری بود، به واکاوی این اصطلاح بین‌المللی پرداخت.

رحیمی در ابتدا با اشاره به خاطره‌ی دنیای کودکی دهه شصت  نسبت به کاراکتر انیمیشنی سرندیپیتی گفت: فارغ‌ از معنای رایج واژه‌ی سرندیپیتی، هر عبارت و یا کلمه‌ای در یک فرهنگ بار معنایی خودش را دارد. به این معنی که نمی‌توان یک واژه را در تمام فرهنگ‌ها با یک معنی ثابت استفاده نمود. واژه سرندیپیتی از فرهنگی رایج شده است که در آن واژه‌ی بخت و اقبال در کنار تلاش مفهوم داشته است. حال آیا این اصطلاح در فرهنگ ما با شانس و اقبال مترادف است.

وی در ادامه اشاره نمود که باید در ترجمه معنی هر لغت به معنای برگرفته از فرهنگ آن منطقه نیز توجه نمود.

این مدرس متولد اهواز به مثالی از تجربه‌ی زندگی شخصی خود در شهر تبریز اشاره نمود که در روزهای اول حضور در این شهر شنیدن برخی اصطلاحات از مردم بومی این منطقه برای وی گاهی بسیار عجیب جلوه می‌نمود. چرا که گاهی بار معنایی آن لغات در فرهنگ مادری وی با آنچه اهالی این شهر مد نظر داشتند بسیار متفاوت بود. و این تضاد باعث شد تا بیشتر به این اختلاف معنایی یک لغت واحد در فرهنگ‌های مختلف توجه نماید.

در ادامه رحیمی مولف کتاب نقش‌های شیدایی بیان نمود که سرندیپیتی همانطور که قبلا هم به آن اشاره شده، مربوط به یک حکایت سه شاهزاده‌ی ایرانی است که از امیرخسرو دهلوی نقل شده است. وی به داستان معروف کتاب‌های درسی دهه‌ی شصت اشاره نمود که در آن مردی الاغ خود را گم کرده بود و از عابری سراغ حیوان خود را گرفت، عابر مشخصات الاغ را که یک پای لنگ  و یک چشم کور و غیره را عین به عین به صاحبش گفت و اما منکر دیدن آن زبان بسته شد و تاکید نمود که از هوش و ذکاوت خویش کمک گرفته است. آنها پیش قاضی می‌روند و آن عابر به سوال قاضی اینگونه پاسخ می‌دهد: ازینکه علف‌های سمت راست جاده خورده شده و سمت چپ باقی مانده بود، فهمیدم چشم چپش نابیناس، از رد پاهای حیوان که یکی از آنها کشیده شده بود پی به لنگی‌اش بردم، و از نوع خوردن علف‌ها نیز پی به ناسالم بودن دندان‌هایش بردم.

وی در ادامه به بار معنایی لغات در شرق و غرب اشاره و تاکید نمود که یک دلیل عمده از تقسیم شرق و غرب قدرت دریافت و ادراکات مردم آن منطقه می‌باشد. سرندیپیتی در شرق به مفهوم شانسیت که ما به معنای آن آگاهیم. وی معتقد بود که مردمان شرق به جمع‌آوری اطلاعات و داده‌ها بسنده کرده و از تجربیات خود در زندگی استفاده نمی‌کنند. مثل پول پس‌انداز شده در حساب بانکی و یا کتابخانه‌های بزرگی که در خانه همه هست و دریغ از مطالعه‌ی کامل آنها! اما مردمان غرب این خط فرضی، دریافت‌های خود را درک می‌کنند. این منتقد هنری اشاره به بحران آب در کشور نمود که همه آگاهیم که تا ۱۵ سال آینده بحران آب برای ادامه‌ی زندگی مشکل ساز خواهد بود، اما چون موضوع را درک نکرده‌ایم بی‌تفاوت نسبت به موضوع از آب بصورت بی‌رویه استفاده می‌کنیم. همین موضوع در مفهوم سرندیپیتی که به شانس معنا شده نیز قابل بحث است، چرا که شانس در مفهوم غرب به معنی تلاش برای استفاده از موقعیت‌ها و شانس‌های زندگیس، اما در شرق شانس به مفهوم نشستن و منتظر ماندن برای رخ دادن یک اتفاق بصورت ناخودآگاه تلقی می‌شود. حال تفاوت این مفهوم به تلاش و تیزبینی در مسیر حرکت است. بنابراین زمانی که در خصوص یک لغت بین‌المللی بخواهیم صحبتی بکنیم باید به آن با نگاهی جهانی توجه کرد. این قانون درخصوص خلق اثر هنری نیز صادق است، یونگ اشاره دارد که هر هنرمندی به هنگام خلق اثر اگر از دریچه‌ی نگاه فردی خویش ( روح فردی ) به هنرنمایی بپردازد، تعداد مخاطب بسیار کمتری نسبت به هنرمندی که با استفاده از نگاه یا روح جمعی به موضوع نگریسته، خواهد داشت. مثال اشعار حافظ که با گذر زمان نیز هنوز برای همه قابل درک است زیرا خالق آن با روح جمعی و جهانی در ارتباط بوده است. مثال دیگر مشابه تابلوی مونالیزاست.

رئیس سابق انجمن علمی پژوهشی هنر در پایان به واژه‌ی سرندیپیتی از منظر جهانی اشاره نمود و آن را تیزبینی و تلاش برای بدست آوردن موقعیتی مناسب در مسیر زندگی معنا کرد. دنیای امروز دنیای تبادل افکار است، دنیای تبادل ناخودآگاه جمعی ماست، و نه دنیای تک نفره! انسان‌ها وقتی از غار بیرون آمدند و روستاها را ساختند، توانستند تمدن امروزی را پایه‌ریزی بکنند. انسان‌ها در تنهایی و انزوا به هیچ‌جایی نمی‌رسند، ما اگر قرار است در یک رویداد بین‌المللی شرکت کنیم باید اطلاعاتمان نیز همسوی آن رویداد باشد، چطور که یک شاهزاده از ادبیات ما چنین برداشت زیبایی می‌کند. پس در اطراف ما اتفاقات بیشماری می‌افتد که ما می‌توانیم آنها را درست دریافت کنیم، ادراک کنیم و در مسیر زندگی خود از آنها به درستی استفاده کنیم.

و نهایتا این نشست با ضبط پیام ویدئویی تبریک به بچه‌های تیم برگزاری صبح‌های خلاق تهران به پایان رسید.

صبح خلاق، صبح عشق
نشست دیگری از سلسله نشست‌های صبح خلاق تبریز با تم عشق، با سخنرانی لی‌لا ساویز، مدرس نقاشی کودک و نوجوان، برگزار شد.
در این نشست که با پخش فیلمی به یاد عباس کیارستمی آغاز شد، لی‌لا ساویز با شیرین، فریبنده، آرامبخش و گاه آشوبگر خواندن عشق گفت: یکی از ساده‌ترین تعریف‌های عشق این است که انسان خودش را فراموش کند و منیتی در عشق نباشد.
وی ادامه داد: من معتقدم عاشقی کامل با عشقی پاک ما را آفریده است.
این مدرس موفق نقاشی کودک و نوجوان در ادامه با اشاره به انواع عشق و بحث پیرامون زیبایی‌های آن، به شرح عشق به کار و کودکان پرداخت.
ساویز گفت: کار من با بچه‌ها ساده و شفاف است و آنها به من اجازه می‌دهند وارد دنیایشان بشوم.
مدیر موسسه ذهن خلاق ادامه داد: وفتی با بچه‌های ۵ و ۶ ساله کار می‌کنی، خودت هم فراموش می‌کنی که مرز ۵۰ سالگی را رد کرده‌ای.
وی در خصوص تاثیرات نقاشی بر روح کودکان تاکید کرد: نقاشی برای بچه‌ها راهی برای ابراز احساسات، تخلیه ترس، شروع خلاقیت و رسیدن به آرامش است. حتی گاهی فکر می‌کنم نقاشی مثل غذا خوردن برای کودک ضروری است.
داور كشوری جشنواره كودكان و نوجوانان، ادامه داد: .وقتی بچه ترسش را روی کاغذ پیاده می‌کند احساس تسلط بر آن ترس پیدا می‌کند و به همین دلیل است که ما سعی می‌کنیم در کلاس‌ها هر کودکی را بر اساس روحیات خودش پرورش دهیم.
ساویز ادامه داد: باید یادمان باشد که بچه‌هایی که امروز به کلاس‌های ما می‌آیند ممکن است در آینده رییس‌جمهور کشور شوند و باید دنیای آنها را تا جایی که می‌توانیم زیبا بسازیم.
وی با انتقاد از عدم وجود فرهنگ کار گروهی در جامعه گفت: ما سعی می‌کنیم کار گروهی و احترام متقابل را از سنین کم به کودک آموزش دهیم. بچه‌ها باید محبت کردن به یکدیگر را یاد بگیرند تا در آینده هم ببینند که تنها نیستند.
این هنرمند تبریزی، در ادامه با اشاره به اینکه اگر فرد، انسان خوبی نباشد، هنرش به هیچ دردی نمی‌خورد، خاطرنشان کرد: باید یاد بگیریم که انسان‌های خوبی باشیم، تا جامعه‌ای موفق داشته باشیم.
ساویز افزود: سعی می‌کنیم از کودک بخواهیم تا در مورد نقاشی‌هایش صحبت کند تا به این طریق رفته رفته بتواند در عین یافتن آرامش و تسلط، تخیلات خود را بیان کند.
ساویز در پایان کودکان را نقاشی‌های خداوند دانست و افزود: خداوند عشق را تمام و کمال در وجود کودکان قرار داده است.
گفتنی است سلسله نشست‌های صبح‌های خلاق تبریز، همزمان با ۱۴۹ شهر دنیا، یک جمعه از هر ماه در تبریز هم برگزار می‌شود و هنرمندان شهر پیرامون موضوعات مشخص شده در هر جلسه به گفت و گو می‌پردازند. تم جلسه اخیر نشست صبح‌های خلاق نیز به پیشنهاد شهر لیوبلیانا (پایتخت اسلونی) انتخاب شده و پوستر این ماه توسط Lucy Engelman تصویرسازی شده بود.
این گزارش می افزاید، شهر تبریز اولین شهر منطقه است که به همت گروه گپ توانسته نماینده نشست‌های صبح‌های خلاق را بگیرد.

در انتهای این مراسم نیز از طراح منتخب لوگوی تبریز ۲۰۱۸ نیز تجلیل به عمل آمد.

سوم اردیبهشت ماه نود و پنج، حضور استاد آیدین آغداشلو بهانه‌ای برای تیم اجرایی صبح‌های خلاق تبریز شد تا پنجمین دوره‌ی آن با موضوع ریسک را با همراهی آیدین اغداشلو بعنوان سخنران و ایرج میرزا علیخانی و لادن رضایی از دیگر میهمانان اردیبهشت خلاق تبریز برگزار نمایند.

از نقاط قابل توجه نشست این دوره، علارغم پیش‌بینی و افزایش ظرفیت سالن نسبت به دوره‌های قبلی، رزرو تمام صندلی‌ها در کمتر از یک ساعت بود. طبق برنامه از ساعت ۸:۳۰ پذیرش افراد برای ورود به سالن آغاز شد. ساعت ۹ با سرو صبحانه‌ای مختصر معاشرت بین حاضرین بیشتر شده و از همان دقایق ابتدایی اشتیاق شرکت کنندگان برای حضور در کنار استاد آغداشلو در سالن موج می‌زد.

ساعت ۹:۳۰ نشست با تلاوت قرآن و نواختن سرود ملی به رسمیت درآمد. طبق قرار جلسات گذشته، حاضرین در سالن در عرض ۶۰ ثانیه با گرفتن عکس سلفی در کنار دوستان خود و انتشار آن در فضای مجازی با استفاده از #cmtbz  و #creativemornings  و موج مثبت حاضر در سالن را با سایر دوستان و علاقمندانی که امکان حضور در جلسه را نداشته بودند، به اشتراک گذاشتند.

و این شور و شوق در نهایت به حضور استاد در پشت سن برای صحبت پیرامون موضوع نشست ختم شد.

آغداشلو واژه ریسک را به خطرکردن تعبیر نمود و اظهار کرد که زندگی وی در دوران مختلف سرشار از این حس بوده و از آن لذت برده است.

وی داستانی از زرتشت را بیان کرد که در آن بندبازی از روی طناب بسیار طولانی در حال گذر، به پایین سقوط می‌کند. زرتشت تن نیمه جان بندباز را به آغوش می‌کشد و با او چنین صحبت می‌کند: “من تو را با دست خود بر خاک خواهم نهاد، چرا که عمر خود را در خطر انتخاب کرده‌ای” . این جمله‌ی کلیدی برای آغداشلو همیشه تعریف هنرمند است چراکه به اعتقاد وی هنرمند عمر خودش را در خطر انتخاب می‌کند. هیجان ناشی از این خطر کردن لذت هنر است. گاهی این بند تا آخر به سلامت طی می‌شود و تشویق ناظران به وی لذت می‌بخشد.

وی در ادامه گریزی به تشویق‌ها و استقبال گرم مردم و هنرمندان تبریز زد و  آن را به تعبیری مزد فعالیت‌های خود دانست. و این عنایت و لطف را حاصل بند بازی و خطر را به جان خریدن دانست. به اعتقاد وی ” لطف خلق یک اثر هنری نه به خاطر پاسخی هست که فرد می‌گیرد، بلکه بخاطر تکوین و بوجود آمدنش هست. بخاطر لحظه‌ایست که اثر وارد جمعی می‌شود و زندگی را تکمیل می‌کند. و در واقع زندگی هنرمند و مخاطب اثر هنری را پر معنا می‌سازد. اگر هنرمند به این نتیجه برسد، خطر کردن خلق اثر، پرت شدن و شکست و حتی خطر کردن تحسین را به جان می‌خرد. آدمی مثل پیکاسو نمونه آخر خطر کردن هست. برای اینکه بسیار مشهور بود و مشغول تغییر فرهنگ جهان با خلق آثارش بود، اما تمام عمرش را در موضوعات مختلف برای طراحی و نقاشی خطر می‌نمود.”

آغداشلو در ادامه به شاعر مهدی اخوان ثالث اشاره می‌کند که مهمترین شعر اجتماعی خود با نام زمستان سروده است. اما بعد از آن دوباره در اواخر عمر به سمت غزل سرایی می‌رود و اظهار می‌کند که با این حال و هوا حس رضایت دارد که این خود خطر کردن است.

“کسی می‌تواند خطر کند که به خودش وفادار باشد. آدمی به خود وفادار است که به خودش وفادار باشد، این اصل در کار، عشق و خلق اثر هنری نیز صادق است.”

وی معتقد است که هنرمند همیشه خطر می‌کند و روی لبه تیغ است. مهمترین لبه تیغ داوری است، این داوری برای شخص نیست، بلکه داوری تاریخ است. هنرمند به خودش می‌لرزد، چون مقابل تاریخ می‌ایستد. و چون این حادثه اتفاق می‌افتد پس این جسارت را دارد که تن خودش و اثر خودش که بخشی از تن وی است، به داوری تاریخ بسپارد.

آغداشلو با بیان خاطره‌ی دوران نوجوانی خود که اشاره به ترس از آب و شنا داشت، از ترس امروزه‌ی خود در هنگام خلق یک اثر نقاشی گفت.

” اما با هر اندازه دوری از این لحظه خطر، نهایت مجبور هستی پای میز کار بنشینی و شروع به کار کنی تا هم خودت را بیازمایی و هم مخاطبان خود را که آیا اثر مورد قبول واقع می‌شود و هنوز هم تو را دوست دارند؟ اما نهایت با ممارست و ایستادگی اثر خلق، امضا و بخشی از هنرمند می‌شود و ، اما نه به مفهوم اینکه در تاریخ ماندگار می‌شود.”

آغداشلو در پایان اشاره کرد که ” به یومن خطر کردن هر باره، نزدیک به پنج هزار نقاشی کشیده است که شاید صد عدد درست اجرا شده باشند که به خطر کردنش ارزیده باشند” .

این نشست به همراه تجلیل از سه میهمان ویژه اردیبهشت خلاق تبریز، که به دعوت گروه گپ در این جمع حضور داشتند، با تجلیل از سوی مدیران مجتمع تجاری تفریحی ایپک پلاس  و ثبت یک عکس دسته جمعی به پایان رسید.

صبح جمعه ۱۶ آبان ۹۴، چهارمین همایش صبح‌های خلاق تبریز، با حضور جمعی از طراحان و خلاقان کهن شهر تبریز با موضوع شوک برگزار شد. بعد از ورود حاضرین به سالن و خیرمقدم از طرف نماینده گروه گپ، با قطع ناگهانی برق سالن، عمار عیسی‌پور با لباس ورزشی به روی سن آمد و با راکت و توپ تنیس، چند سرویس به سمت حضار داخل سالن زد و احساس شوک در لحظه را با حاضرین در سالن تقسیم کرد.

در  ابتدا از لحاظ پزشکی و فیزیولوژی  شوک را تشریح نموده و سپس آن را در فضاهای عکاسی و طراحی نیز با ارائه چند نمونه تصویری بیان نمود. در انتهای جلسه نیز چند تن از شرکت‌کنندگان با بیان خاطراتی که در آنها شوک را تجربه کرده بودند در ارائه سهیم شدند. تا چند روز آینده ویدئوی جلسه را میتوانید از همین سایت تماشا کنید.

برای مشاهده عکس‌های بیشتر می‌توانید به سایت فلیکر و یا صفحه اینستاگرام  کریتیو مورنینگز تبریز و گپ گرافیک مراجعه نموده، و یا با استفاده از هشتگ‌‌های

#gapgraphic

#cmtb

#creativemornings

صبح جمعه ۲۴ مهر ۹۴، سومین همایش صبح‌های خلاق تبریز، با حضور خلاقان پرانرژی شهر تبریز برگزار گردید.  سخنران جلسه خانم ضمیران با طرح سوال‌هایی کاربردی در خصوص یکدلی جلسه را آغاز نمود و طرح این سوال و پاسخ به همراهی افراد شرکت کننده  ، به مفهوم همدلی با تأکید بر گذر از تئوری به عمل رسید.

همدلی مثل این است که باکفش‌های فرد دیگر راه بروید، احساسات و ارزش‌های فرد دیگر را در هر لحظه درک کنید، فرایند همدلی با یک انتخاب درونی آعاز می‌شود که بخواهید از منظر دیگری موضوع را نگاه کنید، تا بتوانید زاویه دید آن طرف را به داستان درک کنید، همدلی حضور کامل برای احساسات و نیازهای یکدیگر است. همدلی موافقت نیست، بلکه تمایل برای درک کامل وقایع از دید فرد دیگر است. همدلی زمین ملاقاتی است که نیاز همه مورد تجلیل و درک قرار می گیرد . از تعریف موضوع می‌توان فهمید همدلی  چه چیزهایی هست  و چه چیزهایی نیست . کمی به تفصیل در خصوص تفاوت‌های عمده همدردی و همدلی بحث شد که با نمایش یک انیمیشن ۳ دقیقه‌ای  همراه بود. علاقه داشتن به دیگران  ،تحمل افراد مختلف ، رفتار بین فردی همراه با پرخاشگری کمتر، دوست داشتنی تر شدن (دوستیابی) و احترام قائل شدن برای دیگران از اثرات فردی همدلی و ارتقای سرمایه اجتماعی، انسجام اجتماعی و سلامت اجتماعی، بهبود کسب و کار، افزایش خلاقیت، بهبود مدبریت و هم افزایی از اثرات اجتماعی آن است. در مورد مهارت‌های لازم برای همدلی شامل مهارت گوش کردن، مشاهده کردن، تخیل و تصور ودرک زبان بدن بحث شد. خصوصیات عاطفی و اجتماعی  افراد خلاق و ارتباط آن با همدلی گفته شد. کار گروهی طراحی شده که با این سوال که همدلی چه رنگیه آغاز و با انتخاب رنگ مورد نظر ادامه پیدا کرده بود در پایان با بحث و مشارکت افراد در مورد دلیل انتخاب رنگ توسط آنها و رسیدن به پذیزش همه رنگ‌ها تحت مفهوم همدلی پایان یافت.

برای مشاهده عکس‌های بیشتر می‌توانید به سایت فلیکر و اینستاگرام کریتیو مورنینگز تبریز و گپ گرافیک مراجعه نمایید.

#CMtbz #creativemornings #CMempathy #gapgraphic (at مجتمع تجاری تفریحی ایپک پالاس)

به رنگ بی‌‌رنگی
#CMtbz #creativemornings #CMempathy #gapgraphic (at مجتمع تجاری تفریحی ایپک پالاس)

#CMtbz #creativemornings #CMempathy #gapgraphic (at مجتمع تجاری تفریحی ایپک پالاس)

more